پارت ۹
پارت ۹
ویو من
فیلیکس تعجب کرده بود دوست نداشت علان رابطه داشته باشه
میخاست از حموم بره بیرون اما هیون نمیزاشت
داشت لباساشو درمیوورد که فیلیکس جلوشو گرفت و گفت
فیلیکس:علان نمیشه
هیون پوزخنده عصبی د و گفت
هیون:چرا نمیشه؟
فیلیکس:چون جنابالی دیشب بخاطر اینکه جواب سلامتو ندادم افتاد ی به جونم هرچی تونستی منو زدی بست نیست؟
هیونجین توجهی به حرف ها و پس زدن هایه فیلیکس نداد و لباشو چسبوند به لبایه کوچولو و خشک شده لیکس و اروم شروع کرد به مکیدن لب هاش اما وقتی دید مهار کردن فیلیکس داره سخت میشه بوسه رو خشن کرد و گاز مهکمی از لب فیلیکس گرفت و تعم خون فیلیکس رو تویه دهنش احساس کرد
لب هاش رو از رویه لب هایه فیلیکس ورداشت
فیلیکسش دیگه جون نداشت پس بیخیال شود
اما مگه فیلیکس میزاشت خشمش فرو کش کنه
فیلیکس:حروم*زاده عو*ضی چیکارم داری ولم کن امید وارم بمی*ری
هیونجین:خاستم ولت کنم ولی انگار خودت میخ*اری
و بعد نزدیک شود و لباس هایه فلیکس رو پاره کرد و تن برهنه خودس رو به بدن سفید کوچولو و بیجون فیلیکس میمالید و داشت از برخورد د*یکش با د*یک همسرش لذت میبرد
تا پارت بعد خدانگه دارررر
ویو من
فیلیکس تعجب کرده بود دوست نداشت علان رابطه داشته باشه
میخاست از حموم بره بیرون اما هیون نمیزاشت
داشت لباساشو درمیوورد که فیلیکس جلوشو گرفت و گفت
فیلیکس:علان نمیشه
هیون پوزخنده عصبی د و گفت
هیون:چرا نمیشه؟
فیلیکس:چون جنابالی دیشب بخاطر اینکه جواب سلامتو ندادم افتاد ی به جونم هرچی تونستی منو زدی بست نیست؟
هیونجین توجهی به حرف ها و پس زدن هایه فیلیکس نداد و لباشو چسبوند به لبایه کوچولو و خشک شده لیکس و اروم شروع کرد به مکیدن لب هاش اما وقتی دید مهار کردن فیلیکس داره سخت میشه بوسه رو خشن کرد و گاز مهکمی از لب فیلیکس گرفت و تعم خون فیلیکس رو تویه دهنش احساس کرد
لب هاش رو از رویه لب هایه فیلیکس ورداشت
فیلیکسش دیگه جون نداشت پس بیخیال شود
اما مگه فیلیکس میزاشت خشمش فرو کش کنه
فیلیکس:حروم*زاده عو*ضی چیکارم داری ولم کن امید وارم بمی*ری
هیونجین:خاستم ولت کنم ولی انگار خودت میخ*اری
و بعد نزدیک شود و لباس هایه فلیکس رو پاره کرد و تن برهنه خودس رو به بدن سفید کوچولو و بیجون فیلیکس میمالید و داشت از برخورد د*یکش با د*یک همسرش لذت میبرد
تا پارت بعد خدانگه دارررر
- ۲۶۴
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط