{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.
من ندیدم بیدی،
سایه‌اش را بفروشد به زمین.
رایگان می‌بخشد،
نارون شاخه خود را به کلاغ.
هر کجا برگی هست،
شور من می‌شکفد...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

هرگز به مزاج خود یکی دم نزنیتا از دم خویش گردن غم نزنیهر چند...

من چه از عمرم بهار گرفته‌ام،که این چنین زمستان پس می‌دهم...#...

آن دورها چه می‌بینی؟تو را که رفته‌ای...

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن ،من ندیدم بیدی سایه‌اش را بف...

تئودر لبخند کجی زد. _نه.... فقط خواستم بدونم اماده ای یا نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط