با خواندن كتابي از كافكا با نام مسخ كه او را زير و رو كرد
با خواندن كتابي از كافكا با نام مسخ كه او را زير و رو كرد،ماركز جوان آگاه شد كه ضرورت ندارد ادبيات از يك خط سير مستقيم داستاني،طرحي روشن و يك موضوع هميشگي و كهن پيروي كند.
او در اين ارتباط بيان مي دارد:
گمان نميكردم كسي اين اجازه را داشته باشد كه چيزهايي مانند مسخ را بنويسد.اگر مي دانستم، مدت ها پيش از اين شروع به نوشتن ميكردم.
برايم آواز برخاسته از كافكا هم سو با نجواهاي مادربزرگم بود؛مادربزرگم هنگام داستان سرايي عادت داشت ماجراجويانه ترين چيزها را با حقيقيترين صداهاي ممكن بيان كند.
اين نخستين نكتهاي بود كه او از خواندن ادبيات به آن پي برد.از اين پس،با آزمندي تمام شروع به خواندن كرد و هر چه را كه به دستش ميرسيد،ميبلعيد.
او در اين ارتباط بيان مي دارد:
گمان نميكردم كسي اين اجازه را داشته باشد كه چيزهايي مانند مسخ را بنويسد.اگر مي دانستم، مدت ها پيش از اين شروع به نوشتن ميكردم.
برايم آواز برخاسته از كافكا هم سو با نجواهاي مادربزرگم بود؛مادربزرگم هنگام داستان سرايي عادت داشت ماجراجويانه ترين چيزها را با حقيقيترين صداهاي ممكن بيان كند.
اين نخستين نكتهاي بود كه او از خواندن ادبيات به آن پي برد.از اين پس،با آزمندي تمام شروع به خواندن كرد و هر چه را كه به دستش ميرسيد،ميبلعيد.
- ۶۶۶
- ۲۷ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط