زهر در ساغر مرا از دست لیلایم خوش است

زهر در ساغر مرا، از دست لیلایم خوش است
بهر مجنون ڪوہ و صحرا ،سنگ خارا هم خوش است


#راحم_تبریزے
دیدگاه ها (۲)

عاشقے رسم دل ست و مدعے دیوار دلیاورے ڪن یار من تا بشڪفد دیدا...

‌گاهے دو سـہ خط با تـو بہ پـیغام خوشم لیڪبر دیدن تــو حیــفْ...

تا ابد یارب زتو من لطف ها دارم امیداز تو گر امّید بُرَّم از ...

با من ڪہ بہ چشم تو گرفتارم و محتاجحرفے بزن اے قلب مرا برده ب...

گل که باشی باغبان‌ها دست چینت می‌کنندسنگ باشی می‌تراشند و نگ...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

غزلیات صائب تبریزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط