کَفشِ بَهمَن فَضا را می گرفت...
کَفشِ بَهمَن فَضا را می گرفت...
مَردَکی چَند صَبورانه،زیرِ آوار...
بَهمنی پُک میزَد زیرِ آوارِ عَمیق مَردَک را،
نازَکِ نازُکِ آسمان سَرد می ریخت،
سَردِ بَهمَن ناگَهان,سَردِ بَهمَن صِدا را می ریخت...
مَردَکی چَند صَبورانه،زیرِ آوار...
بَهمنی پُک میزَد زیرِ آوارِ عَمیق مَردَک را،
نازَکِ نازُکِ آسمان سَرد می ریخت،
سَردِ بَهمَن ناگَهان,سَردِ بَهمَن صِدا را می ریخت...
- ۲۵۳
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط