نوشتم یه نامه
نوشتم یه نامه
شد خیس خیس کاغذش
گذاشتم رو طاقچه
نشستم گرفتم غمم رو
یهو گره خورد چشمام به اشک شمع روشن
یه روزی گذشت و دیدم نامه نیست
دلم ریخت ....
آخه توی این شهر
کسی عاشق دل نمیشه عزیز !
دلم ریخت مبادا قمری خوش خبر
نامه رو اشتباهی بده به خدا
دلش بگیره خدا
ازین نامه ای
که کاغذش با اشکهام شده خیس خیس!
/ سعید
شد خیس خیس کاغذش
گذاشتم رو طاقچه
نشستم گرفتم غمم رو
یهو گره خورد چشمام به اشک شمع روشن
یه روزی گذشت و دیدم نامه نیست
دلم ریخت ....
آخه توی این شهر
کسی عاشق دل نمیشه عزیز !
دلم ریخت مبادا قمری خوش خبر
نامه رو اشتباهی بده به خدا
دلش بگیره خدا
ازین نامه ای
که کاغذش با اشکهام شده خیس خیس!
/ سعید
- ۱.۹k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط