{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را

پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را
با سیلی دروغهایت
سرخ می کنم
تا هرگز نفهمی
آنکه بهار سبزم را
به خزان نشاند تو بودی
دیدگاه ها (۸)

آدمها....گاهی در زندگی ات می مانند!گاهی در خاطره ات!آن ها که...

سهم من از عشق تو عکسی‌ست که دارمآن هم آنقدر دستم تکان خورده ...

امان از این بوی ِ پاییز و آسمان ابری ! که آدم نه خودش میداند...

روز تولدت بهانه ای شدتا بهترین شاد باش هایم را تقدیم حضورت ک...

دست‌های تو چند سال دارند!؟درختانی در هم تنیده! موهایم را  که...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط