خوناشامکوچولو
#خوناشام_کوچولو
پارت26
ویو ا. ت
همه مون خسته بودیم رفتیم تو اتاقمون که بخوابیم یهو صدای در اومد
+بیا تو
=ا. ت کوچولو
+چیشده اومایم
=حرفای خوناشام بزرگ ذهنمو درگیر کرده
+حقیقتا ذهن منم درگیر کرده ولی باورت میشه ما قبلا خواهر بودیم
=برام جالبه ما اون اولا که همو شناختم حتی یه بار دعوا کردیم اما الان انقد همو دوسن داریم اتاق به اتاق هم میخواییم
+حتی بعضی موقع ها پیش هم
=هه دقیقا خب البته این خیلی خوبه و من واقعا مشکل ندارم باهاش برعکس دوسشم دارم اما ملکه و اینا اخه منو تو چیزی در باره این چیزا نمیدونیم
+اوف یادم ننداز ملکه منو تو اونم دو تا کشور اخ خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مامانی میگم میشه امشب پیش هم بخوابیم اخه خیلی ذهنم درگیره (که لیا حرفش رو قعط میکنه)
=باشه باشه ترو خدا الان یه ساعت میخواستی دلیل بیاری
=+خنده
تق تق صدای در
+بیا تو
_سلام خواب که نبودی ع لیا توهم که اینجای
+سلام ن داشتیم حرف میزدیم اره لیا امشب پیش من میخوابه
_چرا چیزی شده
=ا. ت خیلی ذهنش درگیره نمیتونه تنها بخوابه اگه تنهاش بزارم تا صبح نمیخوابه
_او به خواطر حرفای خوناشام بزرگ ذهنت درگیره شده؟
+ارع
_هی میدونم سخته ولی خیلی بهش فک نکن
+اوم خب کارم داشتی؟
_ها اها میگم فردا میشه کمکم کنی وسایل بم رو در بیارم بچینیم و ببریمش حموم و اینکه ما یه تخت براش گرفتیم جیکار کنیم؟
+اوکی فردا کار وسیله و حموم رو اوکی میکنیم واسه تخت مگه باید چنتا بگیریم؟
_دوتا اخه بم خیلی میاد پیش تو
+واسه اون نگران نباش تخت رو میزاریم پیش در بین اتاقامون
_در کدوم در
+خودمم امروز پیداش کردم اینجا رو اینجا یه در بین اتاقاتامونه
_واو
=فقط اکن دو تا اتاق اینجوریه
+ن تو و ته ته هم اینجوریه
=چیییی
+هی خدا فردا باز یه سر میرم پیس خوناشام بزرگ ببینم این خونه چه قابلت های داره اون خوب میدونه
=اوکی ولی این درا حس عیبی بهم میدن
_چرا
=اگه وقتی خوابیم از اون درا بخوای بیاد تو اتا
_+منحرف
_=+خنده
_خب من رفتم شب بخیر
=+شب بخیر
فردا
ویو کوک
...
#اد_جئون
شرط= 5تا لایک❤ 5تا کامنت 🗨
پارت26
ویو ا. ت
همه مون خسته بودیم رفتیم تو اتاقمون که بخوابیم یهو صدای در اومد
+بیا تو
=ا. ت کوچولو
+چیشده اومایم
=حرفای خوناشام بزرگ ذهنمو درگیر کرده
+حقیقتا ذهن منم درگیر کرده ولی باورت میشه ما قبلا خواهر بودیم
=برام جالبه ما اون اولا که همو شناختم حتی یه بار دعوا کردیم اما الان انقد همو دوسن داریم اتاق به اتاق هم میخواییم
+حتی بعضی موقع ها پیش هم
=هه دقیقا خب البته این خیلی خوبه و من واقعا مشکل ندارم باهاش برعکس دوسشم دارم اما ملکه و اینا اخه منو تو چیزی در باره این چیزا نمیدونیم
+اوف یادم ننداز ملکه منو تو اونم دو تا کشور اخ خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مامانی میگم میشه امشب پیش هم بخوابیم اخه خیلی ذهنم درگیره (که لیا حرفش رو قعط میکنه)
=باشه باشه ترو خدا الان یه ساعت میخواستی دلیل بیاری
=+خنده
تق تق صدای در
+بیا تو
_سلام خواب که نبودی ع لیا توهم که اینجای
+سلام ن داشتیم حرف میزدیم اره لیا امشب پیش من میخوابه
_چرا چیزی شده
=ا. ت خیلی ذهنش درگیره نمیتونه تنها بخوابه اگه تنهاش بزارم تا صبح نمیخوابه
_او به خواطر حرفای خوناشام بزرگ ذهنت درگیره شده؟
+ارع
_هی میدونم سخته ولی خیلی بهش فک نکن
+اوم خب کارم داشتی؟
_ها اها میگم فردا میشه کمکم کنی وسایل بم رو در بیارم بچینیم و ببریمش حموم و اینکه ما یه تخت براش گرفتیم جیکار کنیم؟
+اوکی فردا کار وسیله و حموم رو اوکی میکنیم واسه تخت مگه باید چنتا بگیریم؟
_دوتا اخه بم خیلی میاد پیش تو
+واسه اون نگران نباش تخت رو میزاریم پیش در بین اتاقامون
_در کدوم در
+خودمم امروز پیداش کردم اینجا رو اینجا یه در بین اتاقاتامونه
_واو
=فقط اکن دو تا اتاق اینجوریه
+ن تو و ته ته هم اینجوریه
=چیییی
+هی خدا فردا باز یه سر میرم پیس خوناشام بزرگ ببینم این خونه چه قابلت های داره اون خوب میدونه
=اوکی ولی این درا حس عیبی بهم میدن
_چرا
=اگه وقتی خوابیم از اون درا بخوای بیاد تو اتا
_+منحرف
_=+خنده
_خب من رفتم شب بخیر
=+شب بخیر
فردا
ویو کوک
...
#اد_جئون
شرط= 5تا لایک❤ 5تا کامنت 🗨
- ۶.۷k
- ۲۷ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط