{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح و غروب و عصر که

صبح و غروب و عصر که
فرقی نمیکند
وقـتــت بخـیر ای هــمـه ی
زندگانی ام
دیدگاه ها (۳)

این‌سان که با هوای تو در خویش رفته‌امگویی بهاردر نَفَس مهربا...

سرما بهانه بود...هوای دست هایت را کرده بودم!

#طبیعت

#طبیعت

بوی قهوه این باراشیا را آشفته کردهفنجان نشسته ی صبحمشاجره ی ...

دیدی که سخت نیست شبا بدون من دیدی صبح می‌شود. شبا بدون من ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط