{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🆔 @dosti_khoda

🆔 @dosti_khoda

داستان زندگی همه ما

وقتی کوچک بودم و پدرم رو میدیم
صبحها که اماده میشه بره سر کار
پیش خودم میگفتم کی میشه بزرگ شم
تا منم مثل بابام ی مردی بشم برای خودم
گذشت گذشت گذشت و من بزرگ شدم
ولی نمیدانستم بزرگ شدن تاوان دارد
باید خیلی چیز ها ببینی تا مرد بشی
از دست دادن عزیزان ، رفاقت های بی
ارزش ، نامردی های بعضی از ادمها که
پاشونو رو ضعیف تر ها میذارن و لهشون
میکنن تا خودشون رو بکشن بالا اره
وقتی بزرگ شدم دیدم خیلی اشتباه کردم
و ای کاش در همون دنیای بچگی باقی
میموندم عجب دنیای قشنگی بود قدرشو
ندونستم میدونید چرا؟ چون ارزوم فقط بزرگ شدن بود ....
ولی هزاران حیف که دیگه نمیتونم
کوچیک بشم و برگردم به زمان کودکیم
اره من بزرگ شدم ولی حالا ارزو میکنم
ای کاش میشد که من همون تو کودکیم
میموندم و ارزوی بزرگ شدن نمیکردم



ای کاش میشد که من همون کودو میموندم 🙋 🙇
دیدگاه ها (۷)

برده عمارت جئون

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

شرط نرسید ولی گذاشتمℙ𝕒𝕣𝕥 2 | دنیای انیمه«سئورا»نور خورشید مس...

وقتی مریض بودی ولی …

پارت ۱۳(ویو جیمین)ساعت ⁶:¹² دقیقه عصر بود من به کلوپ رسیدم و...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁶بدون اینکه حتی متوجه گذر زمان بشم با...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

بالاتر از اتمسفر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط