در قصہاے از نبودنت
در قصہاے از نبودنت
خواهم مُرد
بر دوش غم
هر دو جهان خواهم برد؛
بیدارے من خواب بدے بود
رفیق کابوس؛
تمام لحظہهایم را خورد...
زمستان رسیده بودوباهرقدمش
رویاے مرا
سمت جهنم میبرد...
در خلوت بیتو بودنم
غیر از اشک..جزمرگ
کسی بہ قصہام دل نسپرد.
خواهم مُرد
بر دوش غم
هر دو جهان خواهم برد؛
بیدارے من خواب بدے بود
رفیق کابوس؛
تمام لحظہهایم را خورد...
زمستان رسیده بودوباهرقدمش
رویاے مرا
سمت جهنم میبرد...
در خلوت بیتو بودنم
غیر از اشک..جزمرگ
کسی بہ قصہام دل نسپرد.
- ۹۷۵
- ۲۶ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط