{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم

با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم

بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از توچنین لرزان شدم

رفتنت حتی خدا را برد از دنیای من
کوه ایمان بودم و از قصد بی ایمان شدم

ای پرستو! آسمان را مال خود کردی ومن
عاقبت سایه نشین گوشه ی زندان شدم

تاب سرما را ندارم ناجوانمردی بس است
رفتی و بعد از تومن آواره ی ...... شدم
دیدگاه ها (۵)

آمدم در نگهت جان بسپارم ،که نشدبر لبت حادثه بوسه بکارم ، ک...

یهویی سلام سلامالهی... یهویی و بی دلیل دل مهربونتون شادشه .....

تقدیم به پدرم و تمامی پدرانﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪ...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط