{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز

گنجشک می خندید به اینکه چرا هر روز
بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم...
من می گریستم به اینکه حتی او هم
محبت مرا از سادگی ام می پندارد
دیدگاه ها (۶)

کنار این همه مهمان چقدر تنهایم!؟میان این همه ناخوانده،کفش ها...

گفتی می‌آیی..!!و یاد اخبار هواشناسی افتادم،که لذت بارانهای ب...

سبزه ها را بیخیالگره روسریت را باز کنتا همه از عالم بدر شوند

آخرین بار کی دیدیش؟! ... همین یه لحظه پیش ، قبل از اینکه با...

از چیزای تکراری خیلی وقته خستم

خواهش می‌کنم از اینکه دیروز اندوهگین بودم، از من دلگیر نباش،...

خواهش می‌کنم از اینکه دیروز اندوهگین بودم، از من دلگیر نباش،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط