{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه و یک نم نم باران خیالی

جمعه و یک نم نم باران خیالی
من باشم و آن دلبر زیبای شمالی

در حاشیه جنگلِ سرسبزِ گلستان
یک آتش و طعم خوشِ چای ذغالی

تصویر قشنگ نم باران روی آتش
یک منظرهِ دیدنی و جالب و عالی

لرزیدن دستش که به دستم گره خورده
یا لمس نگاهش که شوَد حال به حالی

من مستِ لبش باشم و او چای بریزد
قوری‌ست که هِی پر شود و خالیِ خالی

من در پیِ ترفند که یک بوسه بگیرم
حتّی شده با حیله گری، آن سوی شالی

این قصّه که خواندید خیالاتِ دلم بود
آن هم چه خیالی، خیالاتِ محالی!!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

و آغوش تو تنها ساحلی‌ست برای زنده ماندن...#ارس_آرامی

عصر جمعه دختری‌ست که:دلتنگ می‌شود، غروب می‌گیردبغض می‌کند، ش...

همه از معشوقه شوال هلالی خواهندمن آن هلال که در خم ابروی اوس...

همه از معشوقه شوال هلالی خواهندمن آن هلال که در خم ابروی اوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط