تا قبل از اینکه بهت عادت کنم فکر میکردم وقتی توی کتابا می

تا قبل از اینکه بهت عادت کنم فکر میکردم وقتی توی کتابا مینویسن شخصیت رمان میتونه توی خنده های چشم معشوقه اش غرق بشه فقط یه افسانه‌ اس و آدم های زنده‌ی روی زمین ممکن نیست چنین چیزی رو حس و لمس کنن. اما تو خندیدی، وقتی برگشتم و نگاهت بهم افتاد با دلتنگی سمتم اومدی و چشمات خندید... اون اولین باری بود که فهمیدم چقدر زیبایی و غرق شدم!
دیدگاه ها (۰)

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "35""ویو جئون آنجلینا"" • ...

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

رمان :(مان تا وقتی که عاشقت شدم )

My lovely neighbor part : 71

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط