{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...
سینه ام آتش گرفت از غربت تنهائی ام.

سایه ای از یک جنون جانگزا گسترده است...
در بیابانها طنین نالهٔ لیلائی ام.

روز و شب چون موج سر بر صخره دارداشک من..
ای به قربان خیالت دیدهٔ دریائی ام.

آرزو دارم به کویت پر بگیرم تا افق...
من که چون پروانه ها همزاد بی پروائی ام.

هر کسی می بیندم‌ دیوانه میخواند مرا...
گوئیا من تا ابد محکوم این رسوائی ام.
دیدگاه ها (۳)

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از غر...

‌ روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از ...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از غر...

روح سرگردان عشقم ؛ جلوهٔ شیدائی ام...سینه ام آتش گرفت از غرب...

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

خداوکیلی من نمی دونم داستان چیه !!!طرف هییییچ عبرت نگرفته !!...

مار رفیقشو نیش زده باید محل نیش بمکه😂😂

یکی دیگه قدرشو میدونه . . #بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط