{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیدار مانده‌ام که تو را مثنوی کنم

بیدار مانده‌ام که تو را مثنوی کنم


آسوده تــر بخواب عزیز دلی هنوز


| حسنا محمدزاده |
دیدگاه ها (۵)

حرف که می‌زنی من از هراس طوفان زل می‌زنم به میز به زیرسیگ...

آشپزخانه سنگر است، یک سنگرِ زنانه ! سنگری که زن را پناه می...

دلم تنگه پرتقال من گلپر سبز قلب زار من منو ببخش از برای تو...

من خسته ام دیوانه م دلگیرم از تو خود را همین امروز پس میگی...

از جان عزیز تر اگر داریم تو همانی

اتا اخر بخوانید .ای سوخته تب تشنه خشکیده لب !!سیراب نخواهد ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط