{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشکها

اشکها
آبرو برده اند ز دلتنگی دل
ز نبودن تو
بنگر
که باغبان نیز
ارزوی سیب رسیده را دارد بر درخت
برگرد ..
بگذار سیب من هم
طعمِ خوب رسیدن یابد ..
بگذار که نگویند
بی تابستان ، خزان رسیده به دوران
بیا
تا کاسه ی سقف دل
نگشته لبریز غم
بشنویم آن آواز کلاغان سرخوش مست را
انها که هی می گویند
زمستان دلتنگی ، نزدیک است ...


کنار آمده ام گاهی
به نیامدنت
بنگر
معنا می کنند کلماتم ، لهجه ی خواستن را
و چقدر می آیدبه من
که نمی آیی
و باز در فردایی
هنوز هم در التماسم می بینی ...
دیدگاه ها (۲۷)

به خودت تلقین نکن که دیگه دوسش نداری.درصورتیکه هنوز عاشقشی :...

روزی مــی رسـد بی تــفاوتی هایت رابا جـای خــالی ام حــس کنـ...

دلـــــم برای صدایـــی تنـگ شـده اسـتکه هـر شــب قبـل از خوا...

گاهی اوقات مجبورید بپذیریدکه برخی آدمها فقط می توانند در قلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط