{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر این باورم که هر انسانی باید ترانه‌ای داشته باشد، ترانه

بر این باورم که هر انسانی باید ترانه‌ای داشته باشد، ترانه‌ای از آنِ خود. زندگی این را به من آموخت که هر وقت ترانه‌هایم را از دست دادم، توازن جان و جسم‌ام را هم از دست داده‌ام. سال‌ها پیش، با همان دفترچه‌ای که دست به دست، میانِ یاران می‌گشت، از ترانه‌های کوهستان، بر ارتفاعات آن خاک، آتش روشن می‌کردیم و رویا می‌دیدیم. در سال‌های تبعید، وقتی دیگر زبانت را نمی‌شنوی، وقتی کلمات، یکایک از پیش چشمانت محو می‌شوند، آهسته آهسته، رویاهایت هم آهنگ دیگری پیدا می‌کنند، و گاه در فواصل زبان، آن‌ها هم رهِ ناپیدایی می‌پیمایند. این‌جاست که موسیقی به دادت می‌رسد. درمانِ رویاهایت می‌شود. این ترانه‌ها را از این رو ترجمه کرده‌ام، که رویاهایم را به من عودت دادند. در آن‌ها توانی بود از ایستادگیِ مردمانی دور و نزدیک. ریتم مقاومتِ آن‌ها، آرام آرام، به آهنگِ زندگیِ من رخنه می‌کرد و به من جان می‌داد.
دیدگاه ها (۱)

ای عشقبی آنکه ببینمتبی آنکه نگاهت را بشناسمبی آنکه درکت کنمد...

I love poetry.Because there is no border.Everyone is full of...

صورتمان از سرما می سوزدچشمهایمان از باد پر اشک می شوداما زان...

گاهی هم لازم است که مسیر اشتباه را بروی، وگرنه به پایان نمیر...

داستان های پورتلند.

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

بعضى جنگ ها بيرون از آدم نيستند؛درست وسط ذهن شروع مى شوند. ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط