{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.دلم تا برایت تنگ مےشود

.دلم تا برایت تنگ مےشود
نه شعر مے خوانم
نه ترانه گوش مےدهم
نه حرفهایمان را تکرار مے کنم
دلم تا برایت تنگ مے شود
مے نشینم
اسمت را
مے نویسم
مے نویسم
مےنویسم
بعد مے گویم
این همه او
پس دلتنگے چرا ؟
دلم تا برایت تنگ مے شود
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه مےکنم
و باز عاشقت مے شوم
دیدگاه ها (۱)

ادیسون اگر مےدانست سال ها بعد میان این همه تاریکے، که حتے به...

آرامش نه عاشق بودن است ... نه گرفتن دستےکه محرمت نیست!نه حرف...

دستِ حادثه را بگیرراهےاش کن به جایے دور از اینجابگذاررُخ دهَ...

زندگی منیعنےشیب خط گردنتوقتےبه پهناے شانه ات مے رسدیعنےرگ بر...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط