پارت بیست نهم
پارت بیست نهم
🔥عشق ابدی ما🔥
امی: این اسکوج چی میخواد نکنه میخواد دوباره دردسر دست کنه...
سونیک: اسکروج اومد سمت من.. سلام اسکروج چیزی میخوای
اسکروج: اره سونیک من تو شدو تو یه اتاق هستیم گفتم بهت خبر بدم امروز قراره تخت من رو اونجا بیارن
سونیک: آهان باشه ممنونم خبر دادی❤️
شدو: اسکروج سر جای خودت میشینی لطفا
اسکروج: حتما ببخشید شدو فقط خواستم بهتون بگم میرم سرجام..
شدو: *خم شد و سرش رو آورد کنار سونیک* فکر نمیکردم منظورت از تغییر اینننننن همه تغییر باشه
سونیک: خوب من گفتم تغییر ولی فکر نمیکردم انقدر زیاد آدم شده باشه انگار پشیمونه
شدو: یا داره نقش بازی میکنه
سونیک: شدو چرا باید نقش بازی کنه هیچ سودی برای اون نداره
شدو: باشه قبول.. ولی باید حواسمون باشه
سونیک: باشه قبول.. و باهم دست میدم
اسکروج: دیدم سونیک و شدو دارن باهم آروم حرف میزنن تصمیم گرفتم گوش ندم وایسا به سونیک بگم باهم امروز کلا باهم باشیم قبول میکنه..😍
من: نه نه نه نهههههههههههههههه خدااااااا🤦♀
اسکروج: در گوشش هی سونیک میگم میای امروز باهم باشیم..
سونیک: حتما پس زنگ تفریح میبینمت😊.. شدو من قراره زنگ تفریح اسکروج رو ببینم و امروز قراره باهم باشیم باشه❤️
شدو: چیییییییی سونیک چی داره میگه دیونه شده چرا قبول کردهههههه...او باشه سونیک مرسی بهم گفتی...😊 واییییی شدو این چی بود گفتی دیونه خوب یه فکری دارم..
سونیک: باورم نمیشه شدو همین طوری قبول کرده.. خواهش میکنم شدو❤️
معلم: خوب سلام بچه ها امروز دانش آموز جدید داریم اسکروج.. و....
آقا کاتتتتتتتتتت آخ جوننننن دوباره حرص بخوریددددد🥳🥳🤣🤣 راستییییی تولد نیواد مبارک باشههههههههههه😍❤️ بای عشقام بخاطر تولد نیواد میخوام یه کوچولو هم که شده خوشحال باشممممم هوراااااااا😍😍❤️❤️
🔥عشق ابدی ما🔥
امی: این اسکوج چی میخواد نکنه میخواد دوباره دردسر دست کنه...
سونیک: اسکروج اومد سمت من.. سلام اسکروج چیزی میخوای
اسکروج: اره سونیک من تو شدو تو یه اتاق هستیم گفتم بهت خبر بدم امروز قراره تخت من رو اونجا بیارن
سونیک: آهان باشه ممنونم خبر دادی❤️
شدو: اسکروج سر جای خودت میشینی لطفا
اسکروج: حتما ببخشید شدو فقط خواستم بهتون بگم میرم سرجام..
شدو: *خم شد و سرش رو آورد کنار سونیک* فکر نمیکردم منظورت از تغییر اینننننن همه تغییر باشه
سونیک: خوب من گفتم تغییر ولی فکر نمیکردم انقدر زیاد آدم شده باشه انگار پشیمونه
شدو: یا داره نقش بازی میکنه
سونیک: شدو چرا باید نقش بازی کنه هیچ سودی برای اون نداره
شدو: باشه قبول.. ولی باید حواسمون باشه
سونیک: باشه قبول.. و باهم دست میدم
اسکروج: دیدم سونیک و شدو دارن باهم آروم حرف میزنن تصمیم گرفتم گوش ندم وایسا به سونیک بگم باهم امروز کلا باهم باشیم قبول میکنه..😍
من: نه نه نه نهههههههههههههههه خدااااااا🤦♀
اسکروج: در گوشش هی سونیک میگم میای امروز باهم باشیم..
سونیک: حتما پس زنگ تفریح میبینمت😊.. شدو من قراره زنگ تفریح اسکروج رو ببینم و امروز قراره باهم باشیم باشه❤️
شدو: چیییییییی سونیک چی داره میگه دیونه شده چرا قبول کردهههههه...او باشه سونیک مرسی بهم گفتی...😊 واییییی شدو این چی بود گفتی دیونه خوب یه فکری دارم..
سونیک: باورم نمیشه شدو همین طوری قبول کرده.. خواهش میکنم شدو❤️
معلم: خوب سلام بچه ها امروز دانش آموز جدید داریم اسکروج.. و....
آقا کاتتتتتتتتتت آخ جوننننن دوباره حرص بخوریددددد🥳🥳🤣🤣 راستییییی تولد نیواد مبارک باشههههههههههه😍❤️ بای عشقام بخاطر تولد نیواد میخوام یه کوچولو هم که شده خوشحال باشممممم هوراااااااا😍😍❤️❤️
- ۱۲۷
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط