یک طرفداره ساده
یک طرفداره ساده
پارت دوم
ویو جونگ کوک»
با صدای آلارمم بیدار شدم
آهههه نمیتونم یه روزم آسایش داشته باشم
هممممششش کاااررر با کلافگی از خوابه خیلی نازم بیدار شدم و رفتم سمت دستشویی کارای مربوط رو انجام دادم و رفتم
پرش زمانی هفته بعد»(شرمنده ولی نویسنده ی گشادی دارین)
بلاخره وقتش رسید رفتم حموم اومدم بیرون موهامو خشک کردم بهشون حالت دادم و و با عطر خودمو خفه کردم سواره اتوبوس شدم رفتم به سمت مکانه کنسرت صندلیمو پیدا کردم نشستم بعد نیم ساعت صدای بهشتیش از پشت پس زمینه دراومد چراغا خاموش شدنو وقتی روشن شدن روی استیج بود اون لباسه منحصر به فردش مدل موهاش و چهره ی هاتش عاشقه همه چیشممم وقتی میخوند و دنسشو میرفت زیر چشمی نگام میکرد و حتی آخرایه کنسرت بهم یه شاخه گل داد یه کاغذ توش بود نوشته بود فردا ساعت ۵ عصر تویه کافه ی.... میبینمت از طرف سوجین شمارشم بهم داده بود داشتم خودمو از میکشتم از ذوققققق باید خودمو برای فردا آماده کنم...
پارت دوم
ویو جونگ کوک»
با صدای آلارمم بیدار شدم
آهههه نمیتونم یه روزم آسایش داشته باشم
هممممششش کاااررر با کلافگی از خوابه خیلی نازم بیدار شدم و رفتم سمت دستشویی کارای مربوط رو انجام دادم و رفتم
پرش زمانی هفته بعد»(شرمنده ولی نویسنده ی گشادی دارین)
بلاخره وقتش رسید رفتم حموم اومدم بیرون موهامو خشک کردم بهشون حالت دادم و و با عطر خودمو خفه کردم سواره اتوبوس شدم رفتم به سمت مکانه کنسرت صندلیمو پیدا کردم نشستم بعد نیم ساعت صدای بهشتیش از پشت پس زمینه دراومد چراغا خاموش شدنو وقتی روشن شدن روی استیج بود اون لباسه منحصر به فردش مدل موهاش و چهره ی هاتش عاشقه همه چیشممم وقتی میخوند و دنسشو میرفت زیر چشمی نگام میکرد و حتی آخرایه کنسرت بهم یه شاخه گل داد یه کاغذ توش بود نوشته بود فردا ساعت ۵ عصر تویه کافه ی.... میبینمت از طرف سوجین شمارشم بهم داده بود داشتم خودمو از میکشتم از ذوققققق باید خودمو برای فردا آماده کنم...
- ۱۱۸
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط