آیا فردوسی زن ستیز بوده؟
آیا فردوسی زن ستیز بوده؟
قسمت دوم
وقتی بیت ضدزنی از فردوسی میبینیم، باید به داستان آن توجه کنیم
- درخصوص ابیات مربوط به فرزندآوری چطور؟؛ آیا میتوان گفت دیدگاه ضدزن فردوسی در این ابیات خود را نشان میدهد؟ دیدگاه فردوسی در خصوص بهدنیا آمدن فرزند دختر و پسر چگونه است؟
4- 3 بیت انگشتشمار در میان 65 هزار بیت شاهنامه وجود دارد که گفته میشود ضدزن است، اما شما اگر بیتی دیدید که ضدزن یا ضدبهدنیا آمدن دختر است، باید به داستان آن نگاه کنید. متأسفانه کسانیکه میخواهند فردوسیستیزی کنند بیتی مانند «زن و اژدها هر دو در خاک به» را مثال میزنند، اما دیگر به اصل داستان توجه نمیکنند. در واقع، راوی، داستانی را تعریف میکند که شخصیت زن منفی آن موجب آبروریزی شده و در اینجا باور حاکم بر آن روزگار در شعر میآید. اصلاً شعر نماینده فرهنگ و تمدن یک روزگار است. درست است که فردوسی در شاهنامه، ایران باستان را تصویر کرده، اما در زمانهای زندگی میکرده که زن فوقالعاده پست و بیارزش بوده است. باز هم فردوسی است که در ابتدای داستان بیژن و منیژه (همان داستانی که اواسط آن میگوید اگر دختر به دنیا آوردی باید بمیری) همسر خود را ستایش میکند. او میگوید من یک زن خردمند در خانه دارم که این داستان را برای من تعریف کرده و آن را تبدیل به شعر میکنم.
چند بیت داریم که در آنها فردوسی زنان را نکوهش میکند. یکی از آنها در داستان سودابه است که میخواهد با سیاوش ارتباط نامشروع داشته باشد، اما سیاوش قبول نمیکند. بعد هم داستان ردشدن سیاوش از آتش و در نهایت خروج او از ایران و کشتهشدنش در غربت توسط افراسیاب اتفاق میافتد که همه اینها تقصیر سودابه است. در آنجا فردوسی میگوید: «زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک از این هر دو ناپاک به». اما یک نفر نمیگوید منظور او سودابه است. اگر هم از کلمه «زن» استفاده کرده، به دلیل استفاده از اختیارات شاعری است. از سوی دیگر، زنان هم وقتی از دست مردی عصبانی میشوند میگویند همه مردها همین هستند. در اینجا هم فردوسی سودابه را توصیف میکرده است.
فردوسی بسیاری از گرههای بزرگ داستان را به وسیله زنان باز میکند
در داستان «بیژن و منیژه» هم منیژه به بیژن میگوید من عاشقت شدم و او را از نخجیرگاه به کاخ و اتاق خود میبرد. بعد آبروریزی میشود و به افراسیاب میگویند دختر تو چنین کاری کرده است. افراسیاب هم عصبانی میشود و میگوید کسی که دختر به دنیا میآورد، بدبخت است؛ چون آبروی او را به عنوان پادشاه یک مملکت برده است. آیا فردوسی در داستانی که تهمینه یا گردآفرید را توصیف میکند، میگوید دختر بد است؟ خیر. جدا از این چند بیتی که مربوط به داستانهایی است که زنان در آنها کار اشتباهی انجام دادهاند، تصور فردوسی نسبت زنان بینهایت مثبت است و او بسیار زنستاست. فردوسی بسیاری از گرههای بزرگ داستان را به وسیله زنان باز میکند.
به خاطر وجود چند بیت معدود نمیتوانیم بگوییم فردوسی زنستیز است
مهناز وقتی شوهرش جمشید در هند اسیر و توسط ضحاک کشته میشود، یک سال عزاداری میکند و در نهایت زهر میخورد و میمیرد. شیرین وقتی شوهرش کشته میشود و پسر شوهرش او را میخواهد، خود را کنار جسد شوهرش میکشد. وقتی همسر گردیه میمیرد، خاقان (پادشاه بزرگ) از او خواستگاری میکند، اما او در نهایت ادب و خردمندی به این خواستگاری جواب منفی میدهد. نهایت زنستابودن فردوسی را در داستان گردیه میبینیم که چقدر زیبا به آن پادشاه بزرگ جواب منفی داد و چقدر خودش را قشنگ توصیف کرد و گفت برای من زشت است که وقتی شوهرم را از دست دادهام به این زودی ازدواج کنم و از تو که مرد بزرگی هستی دور است که این بیآبرویی را برای من بخواهی. ذهن فردوسی باید زنستاینده باشد که بتواند این زنها را به این زیبایی تصویر کند. به خاطر وجود چند بیت معدود نمیتوانیم بگوییم فردوسی زنستیز است.
شاهنامه داستان کسانی است که زن را بزرگ میدانستند
- خب فردوسی اشعار خود را در یک بافت فرهنگی و اجتماعی سروده و بهتبع متأثر از زمانه خود بوده. لطفاً درخصوص شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر زمانه فردوسی هم توضیح دهید.
همین چند بیت منفی که از آنها برداشت میشود فردوسی زنستیز بوده به دلیل جامعه آن روزگار فردوسی است. در جامعه ایران باستان زن را بسیار بزرگ میدانستند و همان داستانهایی که سینهبهسینه نقل شد و به فردوسی رسید برای روزگاری بود که زن نماد نعمت و بزرگی و زندگی بود. اصلاً واژه زن از زندگی میآید؛ یعنی کسی که باعث زندگی بخشیدن است، اما واژه مرد از مرگ میآید؛ یعنی کسی که مردنی است و پایدار نیست، اما زن نماد جاودانگی بود. حتی در گورستانهای ایران باستان شیوه دفن کردن جنازهها به این صورت بود که زن را رو به خ
قسمت دوم
وقتی بیت ضدزنی از فردوسی میبینیم، باید به داستان آن توجه کنیم
- درخصوص ابیات مربوط به فرزندآوری چطور؟؛ آیا میتوان گفت دیدگاه ضدزن فردوسی در این ابیات خود را نشان میدهد؟ دیدگاه فردوسی در خصوص بهدنیا آمدن فرزند دختر و پسر چگونه است؟
4- 3 بیت انگشتشمار در میان 65 هزار بیت شاهنامه وجود دارد که گفته میشود ضدزن است، اما شما اگر بیتی دیدید که ضدزن یا ضدبهدنیا آمدن دختر است، باید به داستان آن نگاه کنید. متأسفانه کسانیکه میخواهند فردوسیستیزی کنند بیتی مانند «زن و اژدها هر دو در خاک به» را مثال میزنند، اما دیگر به اصل داستان توجه نمیکنند. در واقع، راوی، داستانی را تعریف میکند که شخصیت زن منفی آن موجب آبروریزی شده و در اینجا باور حاکم بر آن روزگار در شعر میآید. اصلاً شعر نماینده فرهنگ و تمدن یک روزگار است. درست است که فردوسی در شاهنامه، ایران باستان را تصویر کرده، اما در زمانهای زندگی میکرده که زن فوقالعاده پست و بیارزش بوده است. باز هم فردوسی است که در ابتدای داستان بیژن و منیژه (همان داستانی که اواسط آن میگوید اگر دختر به دنیا آوردی باید بمیری) همسر خود را ستایش میکند. او میگوید من یک زن خردمند در خانه دارم که این داستان را برای من تعریف کرده و آن را تبدیل به شعر میکنم.
چند بیت داریم که در آنها فردوسی زنان را نکوهش میکند. یکی از آنها در داستان سودابه است که میخواهد با سیاوش ارتباط نامشروع داشته باشد، اما سیاوش قبول نمیکند. بعد هم داستان ردشدن سیاوش از آتش و در نهایت خروج او از ایران و کشتهشدنش در غربت توسط افراسیاب اتفاق میافتد که همه اینها تقصیر سودابه است. در آنجا فردوسی میگوید: «زن و اژدها هر دو در خاک به/ جهان پاک از این هر دو ناپاک به». اما یک نفر نمیگوید منظور او سودابه است. اگر هم از کلمه «زن» استفاده کرده، به دلیل استفاده از اختیارات شاعری است. از سوی دیگر، زنان هم وقتی از دست مردی عصبانی میشوند میگویند همه مردها همین هستند. در اینجا هم فردوسی سودابه را توصیف میکرده است.
فردوسی بسیاری از گرههای بزرگ داستان را به وسیله زنان باز میکند
در داستان «بیژن و منیژه» هم منیژه به بیژن میگوید من عاشقت شدم و او را از نخجیرگاه به کاخ و اتاق خود میبرد. بعد آبروریزی میشود و به افراسیاب میگویند دختر تو چنین کاری کرده است. افراسیاب هم عصبانی میشود و میگوید کسی که دختر به دنیا میآورد، بدبخت است؛ چون آبروی او را به عنوان پادشاه یک مملکت برده است. آیا فردوسی در داستانی که تهمینه یا گردآفرید را توصیف میکند، میگوید دختر بد است؟ خیر. جدا از این چند بیتی که مربوط به داستانهایی است که زنان در آنها کار اشتباهی انجام دادهاند، تصور فردوسی نسبت زنان بینهایت مثبت است و او بسیار زنستاست. فردوسی بسیاری از گرههای بزرگ داستان را به وسیله زنان باز میکند.
به خاطر وجود چند بیت معدود نمیتوانیم بگوییم فردوسی زنستیز است
مهناز وقتی شوهرش جمشید در هند اسیر و توسط ضحاک کشته میشود، یک سال عزاداری میکند و در نهایت زهر میخورد و میمیرد. شیرین وقتی شوهرش کشته میشود و پسر شوهرش او را میخواهد، خود را کنار جسد شوهرش میکشد. وقتی همسر گردیه میمیرد، خاقان (پادشاه بزرگ) از او خواستگاری میکند، اما او در نهایت ادب و خردمندی به این خواستگاری جواب منفی میدهد. نهایت زنستابودن فردوسی را در داستان گردیه میبینیم که چقدر زیبا به آن پادشاه بزرگ جواب منفی داد و چقدر خودش را قشنگ توصیف کرد و گفت برای من زشت است که وقتی شوهرم را از دست دادهام به این زودی ازدواج کنم و از تو که مرد بزرگی هستی دور است که این بیآبرویی را برای من بخواهی. ذهن فردوسی باید زنستاینده باشد که بتواند این زنها را به این زیبایی تصویر کند. به خاطر وجود چند بیت معدود نمیتوانیم بگوییم فردوسی زنستیز است.
شاهنامه داستان کسانی است که زن را بزرگ میدانستند
- خب فردوسی اشعار خود را در یک بافت فرهنگی و اجتماعی سروده و بهتبع متأثر از زمانه خود بوده. لطفاً درخصوص شرایط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر زمانه فردوسی هم توضیح دهید.
همین چند بیت منفی که از آنها برداشت میشود فردوسی زنستیز بوده به دلیل جامعه آن روزگار فردوسی است. در جامعه ایران باستان زن را بسیار بزرگ میدانستند و همان داستانهایی که سینهبهسینه نقل شد و به فردوسی رسید برای روزگاری بود که زن نماد نعمت و بزرگی و زندگی بود. اصلاً واژه زن از زندگی میآید؛ یعنی کسی که باعث زندگی بخشیدن است، اما واژه مرد از مرگ میآید؛ یعنی کسی که مردنی است و پایدار نیست، اما زن نماد جاودانگی بود. حتی در گورستانهای ایران باستان شیوه دفن کردن جنازهها به این صورت بود که زن را رو به خ
- ۱۶.۵k
- ۲۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط