{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غریبه در حال عبور از جاده ای بی انتها بود و زیر لب با خود

غریبه در حال عبور از جاده ای بی انتها بود و زیر لب با خود می گفت :
جاده ی بیچاره ، تو هیچوقت معنای عشق را نخواهی فهمید ، و جاده در دل خود می گفت :
لعنت به این عشق ، سال هاست که با التماس زیر پای تو افتاده ام
و برای برگشتت جاده شدم ولی تو هرگز نفهمیدی
دیدگاه ها (۴)

*ابجی داغونتم*

حال من خوب است اما تو باور نکن

غم تنهایی تموم میشه تا صدات میپیچه تو گوشم

با این بی محلی هات جیگلمو سوزوندی

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط