{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آتش غم چند روانم سوزی

از آتش غم چند روانم سوزی؟
وز ناوک غمزه چند جانم دوزی؟

گویی که: مخور غم، چه کنم گر نخورم؟
چون نیست مر از تو بجز غم روزی
دیدگاه ها (۱)

هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ ....

ای رفته ز دل ، رفته ز بَر ، رفته ز خاطر ،بر من منِگَر ، تابِ...

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ماآتش زدی در عود ما نظاره...

کاش فال شب یلدای همه این بشود؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان ...

میدانی چیست؟در بن صحرا و گلستان جست و جویت میکنمکین دل آغشته...

قصد دارم  که دلم را، به تو تقدیم کنم،در  محضر   چشمان  تو   ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط