{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل من
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل من

باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من

باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل من

این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل من

یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل من

بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش

چون که آتش بکشد خرمن آهت گل من
دیدگاه ها (۳)

‏ ◢ ▇ ◣ ◢ ▇ ◣ ▇ ▇ ▇ ◣ ◢ ▇ ▇ ▇ ...

کار دنیا رو میبینی ؛وقتی یکیو میخوایش اون نمیخوادت ؛ وقتی یک...

بیشتر از هرکسی … خودت را دوست داشته باش!جوری که هر کجا نشسته...

سهم من کجاست ...؟کجا باید قدم بگذارم که کسی را له نکنم ؟سهم ...

ص ۳۷فکر روز دوشنبه خانه پریسا عذابم میداد با خودم میگفتم  اگ...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط