{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۸

پارت ۸

+ حالا تو کارتو شروع کن ، من میرم ولی یادت باشه که جیمین تو رو زیر نظر داره..وقتی برگشتم میخوام همه جا تمیز و مرتب باشه


_ خیلی خب


( تهیونگ رفت و ات شروع کرد به تمیز کردن اتاق..اتاق تهیونگ زیاد نامرتب و کثیف نبود برا همین زود تموم شد..یکم بعد ات یه انگشتر روی میز تهیونگ دید که از الماس قرمز درست شده بود..نزدیکش شد و خواست بهش دست بزنه که تهیونگ اومد )


+ بهش دست نزن ( داد )


_ چ..چرا


+ اون خطرناکه البته برا شما انسان ها


_ منظورت چیه مگه تو انسان نیستی؟


+ شاید نباشم...نمیتونم برات توضیح بدم


_ بگوووو


+ من یه انسان عادی نیستم و...



ادامه در پارت ۹...
خوب شد قشنگااااا؟؟✨

این پارت رو بخاطر یکیتون که این فیک رک خیلی دوس داره گذاشتم..خودش میدونه✨✨
دیدگاه ها (۲)

✨✨✨

پارت ۱۰ ( درسته؟😅 )ویو تهیونگرفتم دوربین هارو چک کردم دیدم ک...

پارت ۹_ چیییی ( داد )+ من نزدمش ( گریه )_ برو تو اون اتاقه+ ...

پارت ۸_ خفشو ( یه کشیده میزنش )× چرا منو میزنییی_ گمشو بیرون...

پارت ۷~ به دستور رئیس باید یه مدت برا ما کار کنی_ چه کاری؟~ ...

#رمان پارت اول #عشق_در_تاریگی ~~~~~~~~~~~~~~~~~~ویو ات صبح ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط