خب
خب
اول بگم چهارشنبه سوریتون مبارک💞
اوسی شیطان کش🔥🔥 (آقا ایگنور نکنید عه وا🗣️🗣️🗣️🗣️)
اسلاید سه عکس قدی شه که خب قیافش شبیه مومو شد موهاشم ایده ای نداشتم چطوری بکشم همینجوری یچیزی کشیدم و اسلاید دو موهاشو فهمیدم چطوری بکشم و کشیدم و اولین آرتی که اون چیزی که تو ذهنم بود تونستم پیاده کنم همین اسلاید دو بود ولی خدا ببخشه یکم شبیه قالبش شد بخدا من قصدم این نبود🗣️
پس زمینه هم نداشتم بزارم براش دیگه چی بگم بریم بیو🔥
اسم:ایمی
فامیل: نمیدونم شاید بزارم کاتاشی
سن:۳۴🗣️🗣️🗣️🗣️
وضعیت: مرده
تایپ شخصیتی: Isfj
شیپ: شیرا (اوسی @roxxbin )
شخصیت: وفادار،فداکار،حمایتگر،خوش برخورد ولی فقط با دوستاش☝🏻،بد رفتار با شیطانا
علایق: گل و گیاه،زنش☝🏻،دوستاش،هدیه،رنگای روشن،اسپیرال
تنفرات: شیطانا،بدخواهاش
رتبه: هاشیرا
تنفس: آفتاب گردان (سر رشته تنفس گل)
این وسط بگم اگه کسی تنفس آفتاب گردان داره و اوسیشم هاشیراش خواستم بگم شرمندتیم بخدا نمیدونستم حالا کنار بیا🗣️
سلاح: شمشیر و زنجیر
خلاصه زندگی نامه:
ایمی تا ۱۶ سالگی با مامان بزرگش زندگی میکرده توی یه معبد که یه روز یه گله شیطان به معبدشون حمله میکنن و ایمی توی معبد نبوده و وقتی برمیگرده میبینه عه وا ننه بزرگش تیکه پاره شده و اولشم فکر میکرده کار چندتا آدم بوده چون بدخواه زیاد داشتن ولی شبش شیطانا دوباره برمیگردن و میفهمه که عه وا اینا بودن مامان بزرگشو کشتن و میان که اینم بکشن ولی ایمی خوشبختانه موفق به فرار میشه و قسم به انتقام میخوره پس عضو لشکر شیطان کشا میشه و پیش کانائه آموزش میبینه اونجا با شیرا هم آشنا میشه و فال این لاو میشه🗣️سرانجامشم این میشه که تو قلعه بینهایت توسط اون یکی اوسیم کشته میشه ولی خب همونم میمیره یعنی هردوتاشون همو میکشن بله در گود اندینگ💞
اول بگم چهارشنبه سوریتون مبارک💞
اوسی شیطان کش🔥🔥 (آقا ایگنور نکنید عه وا🗣️🗣️🗣️🗣️)
اسلاید سه عکس قدی شه که خب قیافش شبیه مومو شد موهاشم ایده ای نداشتم چطوری بکشم همینجوری یچیزی کشیدم و اسلاید دو موهاشو فهمیدم چطوری بکشم و کشیدم و اولین آرتی که اون چیزی که تو ذهنم بود تونستم پیاده کنم همین اسلاید دو بود ولی خدا ببخشه یکم شبیه قالبش شد بخدا من قصدم این نبود🗣️
پس زمینه هم نداشتم بزارم براش دیگه چی بگم بریم بیو🔥
اسم:ایمی
فامیل: نمیدونم شاید بزارم کاتاشی
سن:۳۴🗣️🗣️🗣️🗣️
وضعیت: مرده
تایپ شخصیتی: Isfj
شیپ: شیرا (اوسی @roxxbin )
شخصیت: وفادار،فداکار،حمایتگر،خوش برخورد ولی فقط با دوستاش☝🏻،بد رفتار با شیطانا
علایق: گل و گیاه،زنش☝🏻،دوستاش،هدیه،رنگای روشن،اسپیرال
تنفرات: شیطانا،بدخواهاش
رتبه: هاشیرا
تنفس: آفتاب گردان (سر رشته تنفس گل)
این وسط بگم اگه کسی تنفس آفتاب گردان داره و اوسیشم هاشیراش خواستم بگم شرمندتیم بخدا نمیدونستم حالا کنار بیا🗣️
سلاح: شمشیر و زنجیر
خلاصه زندگی نامه:
ایمی تا ۱۶ سالگی با مامان بزرگش زندگی میکرده توی یه معبد که یه روز یه گله شیطان به معبدشون حمله میکنن و ایمی توی معبد نبوده و وقتی برمیگرده میبینه عه وا ننه بزرگش تیکه پاره شده و اولشم فکر میکرده کار چندتا آدم بوده چون بدخواه زیاد داشتن ولی شبش شیطانا دوباره برمیگردن و میفهمه که عه وا اینا بودن مامان بزرگشو کشتن و میان که اینم بکشن ولی ایمی خوشبختانه موفق به فرار میشه و قسم به انتقام میخوره پس عضو لشکر شیطان کشا میشه و پیش کانائه آموزش میبینه اونجا با شیرا هم آشنا میشه و فال این لاو میشه🗣️سرانجامشم این میشه که تو قلعه بینهایت توسط اون یکی اوسیم کشته میشه ولی خب همونم میمیره یعنی هردوتاشون همو میکشن بله در گود اندینگ💞
- ۴.۸k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط