{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح، چون خونی تازه در رگ های زمین دویده است و من سرشارم ا

صبح، چون خونی تازه در رگ های زمین دویده است و من سرشارم از این طراوت. هوای رقیق سحرگاه در سرم پیچیده است. خدایا! در این صبح لبریز، مرا با اشراقی از نور بیامیز و چشم هایم را از خواب غلیظ فراموشی رها کن تا با دیده جان، نشانه هایت را بنگرم.
دیدگاه ها (۱)

چقد زیبااست. . . . .از شیخ بهایی پرسیدند: "سخت میگذرد" چه با...

ﺍﺯ عارفی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ دعا و مراقبه ﺑﻪ درگاه ﺧﺪﺍوند ،...

عطرهای خوب . به قدری خوب هستند . که حتی شیشه های خالی شون هم...

شگفت انگیزترین رفتار انساناز افلاطون پرسیدند:شگفت انگیزترین ...

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۷۵جونگ هون: تو درخواست ازدواجم و قبول ...

(سایه های خونی) part۳/ماشه را کشیدم .ی دفعه سرجاش بند شد،دست...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط