نام رمان : دانشگاه عاشقانه

نام رمان : دانشگاه عاشقانه

#part 1

داشتم میرفتم سمت دانشگاه امروز اولین روز دانشگاه بود تو راه رزی،جنی و جیسو رو دیدم رفتیم کلاس منو رزی کنار هم نشستیم جنی و جیسو میخواستن کنار هم بشینن جیسو نشست رو میز و گفت بیا اینجا جنی، جنی داشت میرفت که تهیونگ دستشو کشید گفت بیا اینجا همون لحظه جین رفت کنار جیسو نشست داشتم بهشون نگاه میکردم که برگشتم به رزی ی چیزی بگم دیدم رفته کنار جیمین ی پسری به اسم جونگ کوک اومد پیش من نشست



جونگ کوک : اسمت چیه؟

من:لا لیسا

جونگ کوک : چند سالته؟

من:28

جونگ کوک :منم

میخواست سوال بعدی رو بپرسه که گفتم

من:بسته دیگه خفه شو

جونگ کوک : بانوی جذاب اعصاب نداره؟

من:نه

جونگ کوک : چشم پس خفه میشم


ادامه دارد......
(تکپارتی پاک شده😔 به جاش اینو نوشتم براتون) ادامه این پارت رو تو پیچ دیگه ام گذاشتم بیو چک کن

لایک، کامنت، بازنشر بشه کیوتا🫰🏻
دیدگاه ها (۱۰)

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

پارت ۲۳

پارت ۴۳

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط