{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم پس ازمرگم چه خواهد شد،

نمیدانم پس ازمرگم چه خواهد شد،
نمیخواهم بدانم کوزه گر ازخاک اندامم چه خواهد ساخت،
ولی بسیار مشتاقم که ازخاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش،
و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را درگلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
بدین سان بشکند دائم سکوت مرگ بارم را...
دیدگاه ها (۲)

بیخودی پرسه زدیم،صبحمان شب بشود، بیخودی حرص زدیم،سهممان کم ن...

آرامش ما این روزها مدیون همین انتظاریست که دیگر از هیچ کس ند...

برگشتنش همانقدر محال است كه فكر ميكردم رفتنش....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط