{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم

گاهی چنان بدم که مبادا ببینیم
حتی اگر به دیده رویا ببینیم

من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست
بر این گمان مباش که زیبا ببینم

شاعر شنیدنی ست ولی میل توست
آماده ای که بشنوی ام یا ببینیم

این واژه ها صراحت تنهایی من اند
با این همه مخواه که تنها ببینیم

مبهوت می شوی اگر از روزن ات شبی
بی خویش در سماع غزل ها ببینیم

یک قطره ام و گاه چنان موج می زنم
در خود که ناگزیری دریا ببینیم

شب های شعر خوانی من بی فروغ نیست
اما تو با چراغ بیا تا ببینیم
دیدگاه ها (۵)

باور نکن تنهاییت رامن در تو پنهانمتو در مناز من به من نزدیکت...

کفشی که برای پای تو مناسب است، ممکن است پای دیگری را زخم کند...

واپس منگر دمی و در پیش مباشبا خویش مباش و خالی از خویش مباشخ...

وارث صلابت دناغرور و اصالت بلوطیکرنگی و صداقت آسمانمست با بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط