عزیزان : امّیدوارم این عیدانه مرا پذیر باشید: ****ع
عزیزان : امّیدوارم این عیدانه مرا پذیر باشید: ****عیدتان مبارک ***
((( رعشه های عطر )))
آه چون با ناله سودا می شود .
رازِ مکنونش , هویدا می شود .
عاشقان دانند , در گلزارِ عشق .
هر کسی دل باخت , شیدا می شود .
آفتِ جان است , دردِ انتظار .
لاجرم , با آن مدارا می شود .
*****
غم مخور ای دل , که آن درِِّ گران .
چون شدی جوینده , پیدا می شود .
یوسفِ ثانی , ظهورش دیر نیست .
گر نشد امروز , فردا می شود .
هر دلی که , می تپد با یادِ او .
شافعش در حشر , زهرا می شود .
* با ظهورِ یوسفِ آلِ علی .
در مدینه , شور و غوغا می شود .
* مدفنِ گمگشته یِ دختِ نبی .
هدیه بر غمدیده دلها می شود .
شیعه بعد از درد و رنجِ انتظار .
زخمِ هجرانش , مداوا می شود .
** جمعه ای , در جمکرانِ شهرِ قم .
** جشنِ استقبال , بر پا می شود .
کلبه یِ احزانِ ما , با لطفِ حق .
چون گلستان و مصفّا می شود .
رعشه هایِ عطرِ آن پیراهنش .
شامه انگیز و فرحزا می شود .
بر گلِ زیبایِ آلِ احمدی .
جانفدا , عودِ مطرّا می شود .
چشمه یِ خشکِ حیاتِ معنوی .
دم به دم , جوشان و اِحیا می شود .
* چشمِ نابینایِ رؤیاهایِ ما .
* بر رخِ دلدار , بینا می شود .
** بی گنه گرگ , از مَظانِ اتّهام .
** سر فرازانه , مبرّا می شود .
ای خدا : ای خالقِ لیل و نهار .
این گره , با دستِ تو وا می شود .
* تلخیِ کامت , عظیما عنقریب .
با ظهورِ او , شکرخا می شود .
*** انشاءالله ***
====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
یادآوری :
مکنون = پوشیده = پنهان شده .
لاجرم = ناچار = نا گزیر.
مظان = گمان = پندار .
مطرّا= تر و تازه .
مُبرّا = تبرئه = از تهمت پاک شده .
عنقریب = به زودی .
++++++++++++++++++++++++
((( رعشه های عطر )))
آه چون با ناله سودا می شود .
رازِ مکنونش , هویدا می شود .
عاشقان دانند , در گلزارِ عشق .
هر کسی دل باخت , شیدا می شود .
آفتِ جان است , دردِ انتظار .
لاجرم , با آن مدارا می شود .
*****
غم مخور ای دل , که آن درِِّ گران .
چون شدی جوینده , پیدا می شود .
یوسفِ ثانی , ظهورش دیر نیست .
گر نشد امروز , فردا می شود .
هر دلی که , می تپد با یادِ او .
شافعش در حشر , زهرا می شود .
* با ظهورِ یوسفِ آلِ علی .
در مدینه , شور و غوغا می شود .
* مدفنِ گمگشته یِ دختِ نبی .
هدیه بر غمدیده دلها می شود .
شیعه بعد از درد و رنجِ انتظار .
زخمِ هجرانش , مداوا می شود .
** جمعه ای , در جمکرانِ شهرِ قم .
** جشنِ استقبال , بر پا می شود .
کلبه یِ احزانِ ما , با لطفِ حق .
چون گلستان و مصفّا می شود .
رعشه هایِ عطرِ آن پیراهنش .
شامه انگیز و فرحزا می شود .
بر گلِ زیبایِ آلِ احمدی .
جانفدا , عودِ مطرّا می شود .
چشمه یِ خشکِ حیاتِ معنوی .
دم به دم , جوشان و اِحیا می شود .
* چشمِ نابینایِ رؤیاهایِ ما .
* بر رخِ دلدار , بینا می شود .
** بی گنه گرگ , از مَظانِ اتّهام .
** سر فرازانه , مبرّا می شود .
ای خدا : ای خالقِ لیل و نهار .
این گره , با دستِ تو وا می شود .
* تلخیِ کامت , عظیما عنقریب .
با ظهورِ او , شکرخا می شود .
*** انشاءالله ***
====================
شاعر= عبدالعظیم عربی از خوزستان.
یادآوری :
مکنون = پوشیده = پنهان شده .
لاجرم = ناچار = نا گزیر.
مظان = گمان = پندار .
مطرّا= تر و تازه .
مُبرّا = تبرئه = از تهمت پاک شده .
عنقریب = به زودی .
++++++++++++++++++++++++
- ۲۳.۸k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط