{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم

پرم از حس دلگیری، که نامش را نمی دانم
دیدگاه ها (۱)

آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست

حـزینــه روحــی وحــایــر مــن یــجـینــی اللیــلحـزن فـوگ ا...

باز میان کوچه می پیچد صدای پای تنهایی باز به جانم می زند آتش...

خُــــــــداوندا…مرا از “منــــــــ” رها کنــ کهـ هیچــ کســ...

نمی دانم فردا روزگار چه بر سر وطن و هموطنانم خواهد آمد اما؛م...

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهددلم تنگ است ،می دانی تو...

⚪️🌸نیایش صبحگاهی💞🍃خدای خوبم !🌸🍃در این صبح آخرین چهارشنبه ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط