بعدِ من ناگه به یکسو می روند
بعدِ من ناگه به یکسو می روند
پرده های تیره ی دنیای من..
دستهای ناشناسی میخزند..
روی کاغذها و دفترهای من..
در اتاق کوچکم پا مینهد
بعدِ من، با یاده من،
بیگانه ای..
در بَرِ ایینه میماند بجای
رد دستی،
تار مویی
شانه ای..
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم میشویند
از رخسار سنگ
گور من گمنام میماند بجای..
فارغ از افسانه های نام و ننگ..
گور من گمنام میماند بجای..
فارغ از افسانه های نام و ننگ...
پرده های تیره ی دنیای من..
دستهای ناشناسی میخزند..
روی کاغذها و دفترهای من..
در اتاق کوچکم پا مینهد
بعدِ من، با یاده من،
بیگانه ای..
در بَرِ ایینه میماند بجای
رد دستی،
تار مویی
شانه ای..
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم میشویند
از رخسار سنگ
گور من گمنام میماند بجای..
فارغ از افسانه های نام و ننگ..
گور من گمنام میماند بجای..
فارغ از افسانه های نام و ننگ...
- ۳.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط