{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مرا آزرده از خود، گر پشیمانی بیا

ای مرا آزرده از خود، گر پشیمانی بیا
نغمه های ناموافق گر نمی خوانی بیا

تا که سر پیچیدی از راه وفا گفتم برو
جز وفا اکنون اگر راهی نمی دانی بیا

یک نفس با من نبودی مهربان ای سنگدل
زان همــه نـامهربانی گر پشیمانی بـیـا

تاب رنجوری ندارم در پی رنجم مباش
گر نمی خواهی که جانم را برنجانی بیا

خود، تو دانی دردها بر جان من بگذاشتی
تــا نفس دارم اگـر در فـکر درمانی بیــا

دشمن جانم تو بودی درد پنهانم ز تست
با همه این شکوه ها گرراحت جـانی بیا...
دیدگاه ها (۳)

می خواهمت از قصّه ی عشقِ "مسیحا" بیشتراز "مریم" قدّیسه در ان...

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم توحس لذت آور شهناز دارد چشم...

جای اینکه روسری بادیدن من سرکنیکاشکی این بار مویت را پریشا...

جز یاد تو ای حسرت شیرینِ قدیمیباور بکنی یا نکنی از همه سیرمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط