{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاراگاه جوان

کاراگاه جوان
part: 8.
جیمین: خب ا.ت رو یادته
یونجی: اره
جیمین: ا.ت الان صاحب کارته
یونجی: چی
جیمین: اره منم تازه فهمیدم و راستش پرونده پدرش دست منه
یونجی: پرونده پدرش چه پرونده ای
جیمین: پدرش و برادرش مافیان از پدرش شکایتای زیادی شده
یونجی: وایی خداا پشمام
جیمین: اهمم برو به کارت برس
یونجی: باشه چیزی میخوری
جیمین: نه مرسی
رفت خب الان چیکار کنم چطوری به ا.ت بگم توفکر بودم که با صدای اشنایی به خودم اومدم
جونگ کوک: هیونگ تویی
جیمین: اووو اقای کوک چخبر
جونگ کوک: سلامتی
همو بغل کردیم وبعدش نشستیم
جونگ کوک: از تو چخبر اومدی سئول و به ما سر نزدی واقعا ناراحت شدم
جیمین: یاا خب فرست نشد خودتو اونشکلی نکن مرد گنده شدیا
جونگ کوک: میای دیگه پیشمون
جیمین: اهمم باشه
جونگ کوک: خوبه
جیمین:....
جونگ کوک: آاا هیونگ فکرت درگیره ها نکنه عاشق شدی*خنده
جیمین:هان نه بابا چه عاشق شدنی
جونگ کوک: هیونگ اعتراف کن که عاشق شدی
جیمین: اینطور نیست بچه
جونگ کوک: من بچه نیستم پس چرا توفکری چیزی شده
جیمین:هوففففف کوک یه پرونده دارم
جونگ کوک: آااا حتما خیلی سخته که اینهمه فکرتو درگیر کرده
جیمین: اره قضیه اینکه پرونده پروندیه شوهر عممه که بعد فوت عمم نه خودشو نه بچه هاشو ندیدیم
جونگ کوک: اوه خب
جیمین: دخترش صاحب کار یونجیه
جونگ کوک: خبب چی بگم میخوای چیکار کنی
جیمین: میخوام به ا.ت بگم ولی نمی دونم چطوری
جونگ کوک: خب برو پیشش
جیمین: نمیشه ممکنه از زیر دستای پدرش مخفیانه پیشش کار کنن
جونگ کوک: خب برین بیرون رستورانی چیزی
جیمین: شمارشو ندارم
جونگ کوک: شمارشو بگیر
جیمین: چطوری
جونگ کوک: هرطوری
جیمین: باشه بابا تسلیم شمارشو میگیرم یه قرارم تائین میکنم بهش میگم
جونگ کوک: خوبه
ادامه دارد......
لایک و کامنت یادتون نره 😊🥰
دیدگاه ها (۰)

من پارک دوست دارم❤😍

کاراگاه جوان part: 6(روز بعد) خب تهقیقات شروع شده از همه پرس...

My vampire

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط