((( برفِ پیری )))

((( برفِ پیری )))

باسپیدی هایِ موها , صحنه سازی می کنم .
گوئیا در سنِِّ پیری , برف بازی می کنم .

برفهایی بر سر و رویم چو گشته حمله ور .
بر زمستانِ وجودم . دلنوازی می کنم .

از فلک چین و چروک و برف شد انعامِ من .
نا گزیر از هدیه هایش , سرفرازی می کنم .

دیده ام در آینه چون کوه قاف این برف را .
زیرِ بارِ بهمنِ آن , خود گدازی می کنم .

از عظیم عهدِ جوانی را ربودی ای فلک .
بر چنین انعام , حسِِّ بی نیازی می کنم .

برگِ دیگر هم گذشت از دفتر و تقویمِ عمر.
برکها را بیهده انبوه سازی می کنم .

عاقبت با کاروانی جانبِ ملکِ بقا .
در پیِ مقصود و مقصد , یکّه تازی می کنم .
====================
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
دیدگاه ها (۳۷)

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیای غارتگر»(مانیفس...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیای غارتگر»(مانیفس...

بهانه کباب بود، اماااا... 🔥گاهی یه اتفاق ساده کافیه تا بفهمی...

♨️ساعاتی قبل پهپاد شناسایی MQM-170 دشمن آمریکایی در آسمان قش...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴۳. پر...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴۳. پر...

همیشهههههههه همین بوده و هستتتت :)

آقا خوبه که :)

کاربردی ترین وسیله تو مدرسه:

«به هوای دیدنت در شهر پرسه می‌زنم.شاید رهگذری بوی تو را آورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط