امیررر:دوباره در دل تنگم قیامتی برپاستدوباره از منِ بی تو _دلم تو را می خواستتمام کوچه قُرُق گشته از سپاه غمتحکومتی که ز عشقت _ هنوز پابرجاستدوباره بیم غنودن _ هراس بیداریدلی که چلّه نشینِ غروب بی فرداست