{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا نوشتم عشق را دیدم که خودکارم گریست

تا نوشتم عشق را دیدم که خودکارم گریست
بعدِ آن هر واژه ای از حال بیمارم گریست

دفترم ابری شد و در آسمانِ شعر من
توی طوفانی درافتاد و از افکارم گریست

در اتاقی دنج بودم سر به روی شانه‌ ای
از خیال بی تو بودن های بسیارم گریست

فاش کردم راز خود را با خودم در آینه
ناگهان دیدم در آن مردی از اسرارم گریست

هر شب از فکرت خودم را هم به دندان میکشم
چشمم از این خودخوری هایی که من دارم گریست

در خیابان عشق را دیدم هراسان می دوید
آمدم بردارمش در سینه بگذارم، گریست!

چشمه ای شد چشم من از رعد و برق یاد تو
بسکه دید از من چه شبهایی که بیدارم گریست!
دیدگاه ها (۱)

دریا لب ساحل را ، هرثانیه می بوسداین سنت او عشقست،عشقی که نم...

یادمان نروددر دفتر دیڪتہ فردایمان بنویسیم:انسان بودن، پاڪ بو...

‍ چندان سبک از کنارت عبور خواهم کرد که گمان کنی اصلا خودِ با...

بزن باران بزن امشب... غمی اتش ب جانم زدغمی سوزاند قلبم را......

تا نوشتم عشق را دیدم که خودکارم گریستبعدِ آن هر واژه ای از ح...

دو ترم از دانشگاه میگذشتکم کم داشتم سختی تحصیل در یک شهر دیگ...

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط