مدرسه هیسانگ
پارت12
سه می با ناراحتی سرشو انداخت پایین. و با بغض توی گلوش لب زد: ببخشید که بخاطر من این اتفاق افتاد، دیگه نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم کسی که هم ازش متنفر بودم هم باعث میشد امیدوار شم دیگه قرار نیست باشه،.
هارو: باید زودتر باهات قرار میزاشتم ولی نشد(با ناراحتی و کمی خنده)
هانا: با چشای خودت ببین باعث چه چیزی شدی پارک سه می.
بورا: یااا هانا الان موقع این حرفاست اگه تو بجای سه می بودی همینو میگفتی.
هارو: میشه تموم کنید این همه راه رو باید باهم باشید اما لی هوا تو نذار پشت هم رو خالی کنن.
لی هوا: هارو، نباید این اتفاق می افتاد لطفا منو ببخش من یه احمق به تمام معنا هم تو رفیق چندین سالمی چطور باید بزارم بری.
هارو: خودتو جمع کن پسر.
زیاد حرف زدیم ممکنه زامبیا جمع شن. سه می اون دنیا میبینمت مراقب خودت باش.... میتونم برای اخرین بار بغلت کنم.
سه می: نخیر، و سه می گردن هارو رو گرفت و شروع کرد به بوسیدنش. هارو سریع عقب کشید:ممکنه خطر ناک باشه و سه می رو به اغوش کشید،.
هارو: لی هوا نمیخوای داداشت رو بغل کنی، هارو با ناراحتی بغلش کرد.
هارو: مواظب خودتون باشید.
هارو از پیش بچه ها رفت به سمت مدرسع، ای عوضیای بی همه چیز بیاین این طرف.
هارو: جای تعجب بود این همه وقت اومدم اتاق رادیو اما هنوز تبدیل نشدم علائمی هم ندارم، رادیو رو باز کردم و شردع کردم فحشش دادن به اون زامبی ها.....
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.