{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

the other side of love

the other side of love
Part²
بعد زدن حرفم بغض گلومو گرفت
من حق انتخاب نداشتم من نمیخواستم مافیا باشم
ولی داشتم زر بیخود میزدم من هیچ وقت به ارزوم نمیرسم
خاستم پاشم که سوزی گفت
؛به نظرم فکر خوبیه چرا که نه
رزان ادامه داد
»بیاین فردا همه بریم برای کار اموزی
از خوشحالی گریم گرفته بود هر دوشونو محکم بغل کردم
+وای ممنونم هق خیلی خوهق حالم
_پس باید یه اهنگ بنویسیم
+من میتونم بنویسم
؛پس میسپاریمش به تو
:میدونم میتونی اهنگ‌ خوبی تا فردا بنویسی؟
+سعیمو میکنم که بنویسم
_خب پاشیم بریم عمارت ما اونجا راجبش حرف میزنیم
هینا ویو
میدونستم منظورش اینکه خبری از رفتن به شهر بازی نیس
چند مین بعد رسیدیم عمارت
+مینا بیا با هم شعرو بنویسیم
٫باشه منم بدم نمیاد
شرایط پارت بعد
فالورا۱۰۰
کامنت۳۰
دیدگاه ها (۷)

the other side of lovepart³هینا ویودیشب قرار بود تا صبح ساعت...

هینا ویو بعد امدن سوزی و بورام رفتیم تا عکس بگیریم به کمپانی...

the other side of lovepart¹سلام من هینا سان هستم من اهل ژاپن...

خب توضیحات راجب فیکthe other side of loveنامشخصیت هاجونگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط