خدایا...
من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشوم،
همانی که وقتی دلش میگیرد
و بغضش می ترکد،
می آید سراغت...
من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب میکند،
و چشم هایش را می بندد و میگوید:من این حرف ها سرم نمیشود،
باید دعایم را مستجاب کنی...
همانی که گاهی لج میکند،
و گاهی خودش را برایت لوس میکند،
گاهی بدجنس میشود البته گاهی خودخواه
حالا یادت آمد من که هستم؟
خدایـــا...
میخواهم آنگونه زنده ام نگه داری،که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از زنده نبودنم...
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.