چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید:
چقدردوست داشتم یک نفرازمن می پرسید:
چرانگاه هایت آنقدرغمگین است؟
چرالبخندهایت آنقدرتلخ وبیرنگ است؟
اماافسوس که هیچ کس نبود...
همیشه من بودم وتنهایی پرازخاطره...
آری باتو هستم...!
باتویی که ازکنارم گذشتی...
وحتی یک بارهم نپرسیدی
چراچشمهایم همیشه بارانیست
گاهی بادویدن
برای رسیدن به کسی،
نفسی برای ماندن
درکناراونخواهی داشت،
پس باکسی بمان
که نصف راه رابه سمتت دویده باشد...
چرانگاه هایت آنقدرغمگین است؟
چرالبخندهایت آنقدرتلخ وبیرنگ است؟
اماافسوس که هیچ کس نبود...
همیشه من بودم وتنهایی پرازخاطره...
آری باتو هستم...!
باتویی که ازکنارم گذشتی...
وحتی یک بارهم نپرسیدی
چراچشمهایم همیشه بارانیست
گاهی بادویدن
برای رسیدن به کسی،
نفسی برای ماندن
درکناراونخواهی داشت،
پس باکسی بمان
که نصف راه رابه سمتت دویده باشد...
- ۳۳۹
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط