{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حدیث عشق نداند

حدیث عشق نداند
کسی که در همه عمر
به سر نکوفته باشد
درِ سرایی را
خیال در همه عالم
برفت و بازآمد
که از حضور تو خوشتر
ندید جایی را . . .
دیدگاه ها (۰)

صدایت را جرعه-جرعه می نوشممستانه سبز می شوم و شاخ و برگ می د...

شاید غَزلم را به تَماشا بِکِشانَدچَشمی‌که به رَقص آو‍َرَد ای...

گم کن مرامیان آغوشتآنجا کهامن ترین جای جهان است !!

من سال‌ها جنگیدم تا فهمیدم :بی‌ عشق نه گیسوان بلندم زیباستو ...

خیال  در   همه عالم    بِرفت و باز   آمد که از حضور تو خوش ت...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن در آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط