{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما هستی خویش به ولی می بازیم

ما هستـی خویش به ولــی می بازیم
عشقی که به عشق ازلــی می بازیم
این بار امانـــــت که خـــــــدا داد به ما
جانی است که بر سیدعلی می بازیم
دیدگاه ها (۱)

همره داغ جوان غصه و غم می آیدتاکه بر دوش جوانان حرم می آیدزخ...

در مسلخ عشق جز نکو را نکشندما با تو که باشیم نکو می گردیم#شه...

خوشا آنان که باعزت زگیتی بساط خویش برچیدند ورفتند زکالاهای ا...

در حسرت پر کشیدن از دام وجود ماندیم و نبود در خور ما ماندن م...

استادم همیشه می گفت: اون عشقی رو میشه گفت عشق، که بی قید شرط...

شیرین تر از حس حضورتدر جهان نیست مانند تو عشقیدر این عصر وزم...

مرد تنهای شب @عشق تشکیل شده از محبت صداقت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط