رمان جرمعشق پارتدوم
#رمان | #جرم_عشق | #پارت_دوم
*شب*
تانجیرو:: گیو سان آماده اید؟
گیو::معلومه
گیو شیشه سقف رو به آرومی میبره و یه طناب به تانجیرو میده و تانجیرو طناب رو میگیره تا گیو بره ، گیو قبل وارد شدن همه ی دوربین ها رو از کار میندازه و بعد یه بمب دود زا میندازه و سریع جواهر رو برمیداره
تانجیرو:: سریع تر!
گیو: باشه
*کشیدن طناب به سمت بالا*
*صدای آژیر*
تانجیرو:: بدویید دارن میان
گیو:: باشه دیگه
*دویدن و سوار ماشین شدن*
گیو:: تانجیرو برووو
تانجیرو:: چشم
*فرار کردن*
*فردا صبح*
تانجیرو:: گیو سان، گیو سان، گیو ساننننن
*گیو از خواب پرید*
گیو:: یاخدا چیشده؟
تانجیرو:: هیچی فقط...
گیو:: *با صدای بلند* هیچییییی، نزدیک بود سکته کنم بعد تو میگی هیچییی
تانجیرو:: ببخشید، ببخشید فقط یه زره هیجان زده شدم
گیو:: خب چی شده؟
تانجیرو:: کل شهر دارن درباره ما حرف میزنن
گیو:: خب؟
تانجیرو:: همین دیگه
گیو:: *با صدای خیلی بلند* همیننننن
*گیو با تمام سرعت میدوعه سمت تانجیرو*
تانجیرو:: غلط کردم
گیو:: وایسا
*دفتر شینوبو*
*باز شدن یهویی در*
کانائو:: شینوبو چان، شینوبو چان...
شینوبو:: چیه؟ چی شده کانائو
کانائو:: شینوبو چان دیشب، دیشب...
شینوبو:: دیشب چی؟
کانائو:: از موزه دزدی شده!
شینوبو:: خب چرا این قدر ترسیدی؟ اینام مثل قبلی ها هست دیگه چیزی نیست
کانائو:: نه اینا فرق دارن، اینا ماهر ترین دزدای توکیو هستن
شینوبو:: نترس وقتی که گرفتمشون میفهمی اینام مثل قبلی ها هست، فعلا بیا آب بخور آروم شی
*نوشیدن آب*
کانائو:: ممنون شینوبو چان
شینوبو:: نیازی به تشکر نیست
*بسته شدن در*
ادامه دارد...
بقیش برا فردا
*شب*
تانجیرو:: گیو سان آماده اید؟
گیو::معلومه
گیو شیشه سقف رو به آرومی میبره و یه طناب به تانجیرو میده و تانجیرو طناب رو میگیره تا گیو بره ، گیو قبل وارد شدن همه ی دوربین ها رو از کار میندازه و بعد یه بمب دود زا میندازه و سریع جواهر رو برمیداره
تانجیرو:: سریع تر!
گیو: باشه
*کشیدن طناب به سمت بالا*
*صدای آژیر*
تانجیرو:: بدویید دارن میان
گیو:: باشه دیگه
*دویدن و سوار ماشین شدن*
گیو:: تانجیرو برووو
تانجیرو:: چشم
*فرار کردن*
*فردا صبح*
تانجیرو:: گیو سان، گیو سان، گیو ساننننن
*گیو از خواب پرید*
گیو:: یاخدا چیشده؟
تانجیرو:: هیچی فقط...
گیو:: *با صدای بلند* هیچییییی، نزدیک بود سکته کنم بعد تو میگی هیچییی
تانجیرو:: ببخشید، ببخشید فقط یه زره هیجان زده شدم
گیو:: خب چی شده؟
تانجیرو:: کل شهر دارن درباره ما حرف میزنن
گیو:: خب؟
تانجیرو:: همین دیگه
گیو:: *با صدای خیلی بلند* همیننننن
*گیو با تمام سرعت میدوعه سمت تانجیرو*
تانجیرو:: غلط کردم
گیو:: وایسا
*دفتر شینوبو*
*باز شدن یهویی در*
کانائو:: شینوبو چان، شینوبو چان...
شینوبو:: چیه؟ چی شده کانائو
کانائو:: شینوبو چان دیشب، دیشب...
شینوبو:: دیشب چی؟
کانائو:: از موزه دزدی شده!
شینوبو:: خب چرا این قدر ترسیدی؟ اینام مثل قبلی ها هست دیگه چیزی نیست
کانائو:: نه اینا فرق دارن، اینا ماهر ترین دزدای توکیو هستن
شینوبو:: نترس وقتی که گرفتمشون میفهمی اینام مثل قبلی ها هست، فعلا بیا آب بخور آروم شی
*نوشیدن آب*
کانائو:: ممنون شینوبو چان
شینوبو:: نیازی به تشکر نیست
*بسته شدن در*
ادامه دارد...
بقیش برا فردا
- ۲.۴k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط