ویسگون دشتی چراغان بود وقتی که من بودم
ویسگون دشتی چراغان بود وقتی که من بودم
وقتی که من رفتم .
چراغ ویسگون را اینبار تو روشن نگاه داشتی در دشت فقر زده وتحریم سرزمینمان.زندگییت همه ایثار شد تو فروغ شدی در رنگ جزامییان .پروین شدی در فوران عاطفه .مرلی شدی در مهر ورزی به ویسگون تو سیمین شدی در نوشتن ادبیات ویس در عمل .رابینهود تازه واردان ویسگون .سوگل و همایون دکتر که رفتن تو پادشاه شدی این برای همین .
منم ژاندارک پاریس پیروز عشایری از لرستان
Hâđī ə§fãhäňî==>
وقتی که من رفتم .
چراغ ویسگون را اینبار تو روشن نگاه داشتی در دشت فقر زده وتحریم سرزمینمان.زندگییت همه ایثار شد تو فروغ شدی در رنگ جزامییان .پروین شدی در فوران عاطفه .مرلی شدی در مهر ورزی به ویسگون تو سیمین شدی در نوشتن ادبیات ویس در عمل .رابینهود تازه واردان ویسگون .سوگل و همایون دکتر که رفتن تو پادشاه شدی این برای همین .
منم ژاندارک پاریس پیروز عشایری از لرستان
Hâđī ə§fãhäňî==>
- ۴۷۶
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط