وعده دادی تو قطار

وعده دادی تو قطار
آن پول هایت بود بی شمار
دور دفتر ات دیوار
بین آستین ات تومار
تا بر آمدی به شهر
بادیگارد های ات قطار
دشمن خب رفته زیر تایر
جاده ها شده غار غار
مردمان شدن بیکار
ندارند پول سیگار
جوانان کردن فرار
به کشتی شدن سوار
کشته ها شد بی شمار
نشوی بر سرم قار
آرامی شد بر سرم زار
یادت هست بوسه نمدار
مردم رای داد بی شمار
از تو داشتند انتظار
از سر سال تا ته سال
دست مردم دامنت یار
معصومه کناره کار💔🚶
دیدگاه ها (۰)

سرباز احوال خود کرده روانهمعصومه صلاح ها کهنه تیر بند می مان...

چقدرهستی توجادوگر هرجایم زدیچکر 🕊️

می آیم بال زده آخر به جانت رسیده کارد من به استخوانتتنفر از ...

(بادی)(سلکت) (آپشن)🌬️🌪️🌊 (آپشن/)(سلکت/)(بادی/)تک ها پرانتز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط