povکیونگ

*pov*کیونگ
*p12*

رسیدم رفم تو بار نشستم منتظر موندم ک رسید ولی اون کیه ک کنارشه چمیدونم حتمن رفیقشه اومدن نشستن
کیونگ: عام سلام
کوک: سلام کیونگ لبخند
ته:سلام
*۲۰ مین بعد*
داشتیم حرف میزدیم ک حس کردم ی چیزی جلو دهنمه بوی بدی میده ک بیهوش شدم
..................................................................
آخخخ سرمم اینجا کجاس
ی جای تاریک بود ی در اهنی ب صندلی بسته شده بودم یهو اشکام شورو کرد ب ریختن
کیونگ: کمککککککک کمککککککک داد
ک در باز شد ب در نگا کردم کوک بود ولی چرا بام همچین کاری کرد مگ من چیکارش کردم تو همین افکار بودم ک گف
کوک:......


خــمــاریــ
😈😂
دیدگاه ها (۹)

بگویید فرزندانم🤌🚶‍♀️

😔🤌

p25و این مسخره بازیاشونو رفنو نشستن ا/ت: وووووویییییییی دلم ...

بعلهههه😐

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط